آواز بیات اصفهان

برگ سبز شماره 36

اسماعیل ادیب خوانساری

مرحله سوم (1306 تا 1319) از سال 1319 (تاسیس رادیو ایران) تا سال های اواخر ده 20، به اجراهای متعدد و زنده در رادیو ایران پرداخته که هیچ ضبطی از این سال ها باقی نیست، اما کسانی که صدای او را شنیده اند، چون صفحات گذشته پر صلابت بوده است. در این سالها یاران او بیشتر ابوالحسن صبا، حبیب سماعی، مرتضی محجوبی، مهدی نوائی، مرتضی نی داود، عبدالحسین شهنازی، علی اکبر شهنازی و مهدی خالدی بوده اند. از سال 1330 با آمدن ضبط صوت به ایران، آثاری از صدای ادیب ضبط می گردد (که خود اعتقاد داشته بهترین آثار خوانندگی اوست)، اما متاسفانه به تحریک یکی از آوازخوان ها، رئیس شورای موسیقی رادیو دستور می دهد که تمام آوازهای ادیب از آرشیو رادیو پاک گردد! این موضوع از طرفی و از طرف دیگر ترویج موسیقی تجاری از رادیو، سخت روح و روان ادیب را آزرده می سازد و او را به مدت 2 سال خانه نشین و منزوی می کند.

مرحله چهارم (1334 تا 1341) بنا به درخواست شاگرد و دوست خود، حسن کسائی و بنا به علاقه ای که ادیب به ساز "نی" داشته و شاهد آن همراهی او با مهدی نوائی در سال های دور است، بار دیگر آب رفته به جوی باز می گردد، ادیب با رادیو آشتی می کند و در تعدادی از برنامه های رادیو از جمله گل ها شرکت می کند. در این برنامه ها، هنرمندانی چون: ابوالحسن صبا، علی تجویدی، جلیل شهناز، حسن کسائی، حسین تهرانی، رضا ورزنده، مرتضی محجوبی، لطف الله مجد، مهدی غیاثی و ... او را همراهی می کنند.

مرحله پنجم (1341 تا 1361) آخرین مرحله از زندگی هنری ادیب خوانساری، مرحله ایست که با آزردگی فراوان، به سکوتی طولانی می نشیند و تا آخر عمر کمتر در رادیو و محافل رسمی برای خواندن آواز ظاهر می شود. آنچه از سال های پایانی عمر ادیب باقی مانده آوازهایی است، حاکی از سوختگی او در مقام هنر و یادآور این شعر معروف از مولانا:

 حاصل عمرم سه سخن بیش نیست    

                                     خام بدم، پخته شدم، سوختم

سبک:

اصولاً سبک دارای تعریفی است و خواننده صاحب سبک دارای شرایطی که در گنجایش این نوشته نیست، اما به اختصار به این نکته اشاره کنم که خواننده صاحب سبک، از مرحله تقلید گذشته و به مرحله "کشف و شهود" رسیده است، یعنی این که صدای چنین خواننده ای از نظر تونالیته، نوع تحریر، طرز ادای شعر، انتخاب شعر، طرز تلفیق شعر با موسیقی، تکرارها، سکوت ها، آکسان ها و ... اغلب مختص و منحصر به خود اوست که باید اکثریت قریب به اتفاق صاحبان نظر و هنر بر آن صحه بگذارند. نه هر کسی که شهرتی یافت و مردم شناختندش، صاحب سبک است که اگر قرار بر این باشد، بسیاری از خوانندگان، صاحب سبک اند و همگان سبک شناس.

ادیب در دوره جوانی بیشتر از سبک و سیاق سید عبدالرحیم و سید حسین طاهرزاده تبعیت نموده و شاهد آن، صفحاتی ست که به روزگار جوانی با صدای شش دانگ خوانده است، اما در سنین سی چهل سالگی رویکردی به سبک و شیوه آواز خوانی حبیب شاطر حاجی می کند و رفته رفته جایگاه خود را در آواز و موسیقی ایران تثبیت می نماید.

بدون تردید یکی از شاخص ترین سبک های آوازی در موسیقی ایران، سبک ادیب است. همان طور که اشاره شد، این سبک در دوره میانسالی او تکوین یافت و دارای شاخصه های بسیاری ست که باید اهل آواز از لحظه لحظه آن درس ها و نکته ها بیاموزند. از کسانی که به سبک ادیب گرایش نشان داده اند، می توان به "غلامحسین بنان" اشاره نمود که همواره خود را مدیون آن بزرگ استاد می دانسته است (زهی بر این انصاف).

خاموشی ادیب:

خاموشی موسیقی دان، خاموشی نغمه نیست، خاموشی نغمه هاست. و خاموشی ادیب خوانساری خاموشی نغمه هایی ست که هرگز تکرار نمی شود.

خاموشی فروردین 1361

منبع     :

مجله هنر موسیقی ،شماره ۵۰ ، دی و بهمن ۸۲

 

اسماعیل ادیب خوانساری به سال 1280 در شهر خوانسار از توابع اصفهان به دنیا آمد. پدرش میرزا محمود خوانساری از سلک روحانیون بود و با اندک درآمد ملکی که داشت، با بضاعت و قناعت بسیار، روزگار می گذرانید. اسماعیل تحصیلات خود را در مکتب شروع نمود، تا سن 14 سالگی به مطالعه کتب مذهبی و از آن پس به مطالعه اشعار شعرای بزرگ پارسی زبان پرداخت. او در نوجوانی با صدای خوش، خواندن آواز را تجربه نمود و رفته رفته به موسیقی علاقه مند شد. به دور از چشم پدر، گرامافونی خرید و به صفحاتی که اغلب با صدای "سید حسین طاهرزاده" ضبط شده بود، گوش جان سپرد.

اسماعیل به دنبال معلم آواز در جستجو بود تا آنکه "عندلیب گلپایگانی" را که به تازگی به خوانسار آمده بود، پیدا کرد. "عندلیب" با پدرش دوستی و آشنایی داشت، او وقتی صدای اسماعیل را شنید، به خواندن آواز تشویقش نمود، اما محیط و شرایط زمانه برای گرایش به موسیقی بسیار نامساعد بود، خصوصاً این که روحانی زاده ای به موسیقی، روی خوش نشان داده بود! به سختی و به دور از اغیار، مقدمات آواز را نزد عندلیب فرا گرفت و روز به روز بر خواندن آواز، تسلط بیشتری یافت.

اسماعیل در سن 18 سالگی، آن چنان جویای آواز بود که با وجود مخالفت های پدرش، راهی اصفهان شد. شهری که آقاباشی ها، زرباف ها، خاکی ها، صدرها، سید رحیم ها، عندلیب ها، شاطر حاجی ها، تاج ها، قاضی عسگر ها، شهاب ها و بسیاری خوانندگان بزرگ دیگر را در دامان خود پرورش داده بود. قریب دو سال، هر روز به محضر آقا سید عبدالرحیم اصفهانی رسید و گوشه های آوازی و دقایق این هنر را مو به مو آموخت. نزذ نایب اسدالله که از موسیقی دانان شش دانگ روزگار بود، مدتی بیش از یک سال به تکمیل هنر خود پرداخت. در این زمان "حبیب شاطر حاجی" که صدایش گرفته بود، ترک یار و دیار نموده و در شیراز مغازه پیراهن دوزی باز کرده بود. جبیب گاهی به اصفهان می آمد و گاهی نیز اسماعیل جوان برای دیدار استاد راهی شیراز می شد. در این سفرها بود که حبیب با صدای گرفته و دو دانگ خود، بم خوانی و ملاحت آواز را به ادیب آموخت و در این جا بود که ادیب، شیرازه هنری خود را یافت و مرید همیشگی صدای حبیب شد. مدتی نیز به بختیاری سفر کرد و نواهای محلی آن دیار را آموخت و چاشنی اطلاعات اش در موسیقی نمود.

در سال هایی که ادیب در اصفهان بود با سایر خوانندگان آشنا شد، در بیشه ها، در نی زارها، بر روی پل های تاریخی، در قهوه خانه ها و در باغات اصفهان برای مردم خواند، و بی تکلف هم خواند. از سال 1303 تا 1309 گاهی در اصفهان و گاهی در تهران ساکن بود. در این چند سال با هنرمندانی چون "اسماعیل خان حسین زاده" ، "حبیب سماعی" ، "ابوالحسن صبا" ، "مرتضی محجوبی" ، "علی اکبر شهنازی" و "عبدالحسین شهنازی" آشنا شد و آموخت که چگونه با ساز، آن هم ساز بزرگان بخواند و همراهی کند، اما پر واضح است که زادگاه فیزیکی ادیب خوانساری "خوانسار" و زادگاه هنری اش "اصفهان" بوده است. خود در سرگذشت اش چنین می گوید: "در سال 1303 به تهران آمدم، ولی خواننده مردی که استاد باشد، نبود، تنها "طاهرزاده" بود که از کار خود کناره گرفته بود." پس چنان که گذشت، ادیب زاده مکتب آوازی اصفهان است و از چهره های شاخص این مکتب. علاوه بر این، ویژگی های آواز ادیب، همه و همه از ویژگی های آواز اصفهان است.

از سال 1309 در تهران، خانه و کاشانه کرد و به خدمت شهرداری درآمد، اما همچنان سفرهای بسیار به اصفهان نمود و با هنرمندان این شهر مراوده داشت. از سال 1306 به بعد، صفحات متعددی از صدای ادیب خوانساری ضبط شد، در سال 1319 با افتتاح رادیو ایران، به عنوان اولین و فعال ترین خواننده مرد با رادیو شروع به همکاری نمود، در کنسرت های متعدد شرکت کرد، با "اسماعیل مهرتاش" ، "جامعه باربد" را تاسیس نمود و ...

زندگی هنری ادیب خوانساری را می توان به 5 مرحله تقسیم نمود.

مرحله اول (1294 تا 1306) دوران کسب تجارب و هنر اندوزی.

مرحله دوم (1306 تا 1319) دورانی که صدا در کمال قدرت و توان بوده، تعدادی صفحه از صدایش توسط کمپانی های بدافون، هیز مسترز ویس و ... ضبط گردیده و ادیب مایه های چپ کوک را به خوبی و زیبایی برآمده است.