آقا حسینقلی(میرزا حسینقلی)

آقا حسینقلی (۱۲۹۴-۱۲۳۰) ، فرزند کوچک‌تر آقاعلی‌اکبر خان فراهانی قدیمی‌ترین نوازنده معروف تار دوره ناصرالدین‌شاه بود. آقا حسینقلی شاگرد برادر بزرگ خود میرزا عبدالله بود. سپس شاگرد آقا غلامحسین شد.

او در سال ۱۲۹۴ خورشیدی درگذشت.

مرحوم استاد حسينقلي معروف به جناب ميرزا به تأييد همگان تواناترين نوازنده تار در طول تاريخ اين ساز بوده که در دوران قاجار مي زيسته و آثار ضبط شده روي صفحه از ايشان بجا مانده که با بررسي اين صفحات مي توان به اصول و مباني موسيقي دستگاهي ( رديف ) پي برد زيرا آثار بجا مانده از ايشان در واقع معيار و اساس موسيقي ما را تشکيل مي دهد طبق نظريه استاد کياني در کتاب هفت دستگاه محورهاي اساسي موسيقي ايران عبارتند از : صدا ، فواصل گردش نغمات ، وزن ، تزئين و تکرار

1- صدا : صداي ساز آقا حسينقلي صدائيست بر گرفته از فرهنگ و تفکر ايراني که از شاهنامه فردوسي ، غزليات حافظ و سعدي و گنبد مسجد جامع اصفهان و خط مير عماد نيز شنيده مي شود و عواملي که در ايجاد اين صدا مؤثرند عبارتند از 

الف - نوع ساختمان سازي که بکار رفته که به احتمال زياد ساخت هنرمند بزرگ استاد فرج اله است 

ب- نحوه گرفتن ساز که برروي سينه قرار گرفته و اين نيز باعث مي شده که صداي ساز بازتر شود زيرا بدين ترتيب سطح تماس کاسه با بدن کمتر شده و از طرفي محل تماس کاسه با بدن ( قفسه سينه ) نيز خود فضايي تو خالي بوده که باعث تشديد و درخشندگي صدا مي باشد علاوه بر اين که ارتباط عميق تري بين ساز و نوازنده ايجاد مي گردد.

ج- نحوه مضراب زدن : قرار گرفتن ساز روي سينه و نگه داشتن کاسه توسط ساعد دست نقطة اتکائي بوجود مي آورد ( در محل از صال کاسه به ساعد دست ) که انرژي لازم را براحتي از کتف و آرنج به مچ دست و از آنجا به مضراب منتقل مي کند و به اين طريق مي توان با کمترين دامنه حرکت از مضرابهاي قوي و مغزدار و در عين حال سريع و با شدت نواختهاي مختلف بهره مند شد.

د- نوع مضراب ، انتخاب مضراب مناسب از لحاظ اندازه و وزن و شکل که احتمالاً داراي موم بيشتر و فلز کمتر بوده و اندازه آن به گونه ايست که مضراب مانند قلم در بين انگشتها قرار مي گرفته و بدون هيچ حرکت اضافي به سيمها برخورد مي نمايد البته لازم به ذکر است که تمام موارد ياد شده فقط وسيله بوده و اصل همان ذوق سليم و معرفت نوازنده است که در هر موردي زشت را از زيبا تشخيص داده و از وسايل در جهت خلق زيبائي استفاده مي نمايد کمااينکه در مورد آقا حسينقلي نقل است که هر سازي که دست مي گرفتند همان صداي مطلوب را ايجاد مي کردند و با شاگردان که خيال مي کردند راز توانائي استاد در مضراب اوست روزي مضرابش را ربوده اما با کمال تعجب چيز فوق العاده اي در مضراب استاد نمي يابند.

2- فواصل : پرده بندي ساز آقا حسينقلي کاملاً منطبق است با آنچه صفي الدين و مراغه اي و ديگر دانشمندان در کتابهاي خود آورده اند مثلاً در دستگاههاي چهارگاه و همايون و آواز اصفهان فواصل بر اساس نوع ملايم چهارم ( ج ط ج ) است و اساس پرده بندي همان تقسيمات هفده گانه در يک اکتاو مي باشد با اين تفاوت که دو نغمة ب و يز در عمل حذف شده و پانزده فاصله در يک اکتاو داريم و به همين دليل تعداد پرده هاي بسته شده بر روي دسته تار آقا حسينقلي 22 پرده مي باشد.

3- گردش نغمات : در آثار آقا حسينقلي گردش نغمات در محدوده دانگ بوده و فواصل پيوسته و حرکت از بم به زير مي باشد و گسترش گوشه ها بوده و گسترش گوشه ها بوسيله دانگها ي پيوسته انجام مي گيرد. عبور از گوشه اي به گوشه ديگر با مهارت و زيبائي اعجاب آور و در حد اعجاز صورت مي گيرد به گونه اي که هر گوشه استقلال و محتواي خود را دارد و فضائي متفاوت بوجود مي آورد اما با اين حال به علت انسجام و بافت قوي و ارتباط معنوي گوشه ها يک وحدت زيبا از ابتدا تا انتها حکمفرماست و اين نشانگر يکي شدن نوازنده با موسيقي است که اين امر در مورد جناب ميرزا به عنوان يک رديف دان در حد اعلاء خود مي باشد.

4- وزن : نمونه هاي زيباي اجراي ادوار ايقاعي را مي توان در آثار آقا حسينقلي مشاهده نمود از جمله پيش در آمدهاي ماهور، تصنيف چهارگاه و شهر آشوب چهارگاه همچنين ضربيهائي که در دورهاي پيچيده و مشکل به صورت بداهه همراه ضرب يا بدون همراهي ضرب نواخته شده که نشانگر تسلط ايشان بر ادوار ايقاعي مي باشد.

از لحاظ تمپو ( سرعت )، تغيير در اين عامل ( تند و کند شدن سرعت ) يکي از عوامل ايجاد حرکت در کارهاي جناب ميرزا است که همراه با تغيير در شدت نواخت در ريزها و تکها حرکتي نشاط انگيز ايجاد مي کند.

5- تزئين و تکرار: علاوه بر تزئين و تکرارهائي که خود ساختار رديف بوده و در تار آقا حسينقلي به زيبائي مورد استفاده قرار گرفته مي توان در اين قسمت به نحوه اجراي مضراب ريز و همچنين واخوان اشاره کرد ريزهاي آقا حسينقلي به حدي پيوسته و مرتب و به هم بافته شده است که هر قدر هم دور نوار را کم کنيم باز اين پيوستگي و تنيده شدن راست و چپ ها از بين نمي رود و با ايجاد شدت نواختها و سرعتهاي متفاوت و حالت اجرا ( از نظر زمان بين راست و چپ ها در ريز )، ريزهاي متنوع، متناسب با موقعيت ساختاري زير بوجود مي آيد که زيبائي وصف ناپذيري دارند، همچنين استفاده بجا و مناسب از واخوان در تمام طول نوازندگي ( که در واقع نوعي هارموني را ايجاد مي کند ) از ويژگي هاي جناب ميرزاست. و ايشان از اين دو عنصر بگونه اي استفاده مي کنند که در عين اينکه بافت و زمينه و بسترنغمات را ايجاد مي نمايند و انگار که شنيده نمي شوند اما با حذف حتي يک واخوان يا ريز فوراً جاي خالي آن احساس شده و به کار لطمه مي خورد و شايد بخاطر همين حساسيت هاست که جناب ميرزا از تار پنج سيم استفاده مي کرده و هر جا تاري با شش سيم به او مي دادند بلافاصله سيم ششم ( زير سيم بم ) را باز مي کرده و بعد مي نواخته با بررسي آثار آقاحسينقلي مي توان گفت که نحوه بيان موسيقي جدي است و تمام ويژگي هاي موسيقي سنتي را دارا مي باشد و با اينکه داراي تکنيک فوق العاده بالائيست اما جنبه ويرتئوزيته و نشان دادن مهارت و کسب شهرت ندارد. نکته اي که با توجه به آثار قدما و هم عصران آقا حسينقلي به آن پي مي بريم اينست که همه آنها اين موارد را رعايت مي نمايند اما آنچه جناب ميرزا را از ديگر اساتيد زمان خودش ممتاز مي نمايد رسيدن به حد کمال در تمامي محورهاي ياد شده مي باشد. تا جائي که اين زيبائي و کمال در ظاهر نيز نمودار شده بطوري که اگر هيچ صفحه اي از جناب ميرزاباقي نمي ماند، تنها از ديدن تصوير ايشان که به زيبايي ساز را در آغوش گرفته است مي توانستيم صداي زيباي ساز ايشان را به گوش جان بشنويم. 

http://www.farhangsara.com/fmusic_celeb_hosseingholi.htm