دیوان شیخ رضاطالبانی

ShaikhReza
















شیخ رضا طالبانی "هجو"سرای نامدار ادبیات کردی
"
نقل است که عالمی بزرگ از شیخ رضا می پرسد: شاعران بسیار توانا در زبان های کوردی، فارسی، ترکی و عربی کدامند؟ شیخ می گوید: در کوردی مصطفی بیگ صاحبقران، در فارسی فردوسی، در عربی متنبه و در ترکی نامق کمال و در هر چهار زبان بنده حقیر

 

اشاره ای کوتاه به هجو و پیشینه آن خالی از لطف نخواهد بود. هجو کلمه‏ اى عربى است به معنى بد گفتن و زشت شمردن، عیب‏شمارى، ناسزا گفتن، سرزنش کردن، بیهوده‏گویى، یاوه‏پردازى و ... معانى دیگرى است که براى آن برشمرده‏اند.

زندگی شیخ رضا طالبانی:

شیخ رضا فرزند شیخ عبدالرحمان فرزند ملا احمد فرزند ملا محمود زنگنه و از خانواده کاکه سووری قهراخ، یکی از خانواده های بزرگ ایل زنگنه است. شیخ رضا در سال *1835 میلادی (1251 هجری قمری) در روستای قرخ از توابع چمچمال متولد شد. شیخ رضا دو برادر به نامهای شیخ قادر و شیخ علی داشته است. شیخ علی همانند دو برادر دیگرش علاقه ای به شعر نداشته است و بیشتر به دنبال علم بوده است. شیخ علی حافظ قرآن و بسیاری از احادیث پیغمبر بوده است. شیخ رضا تا سن هفت سالگی نزد پدرش به تحصیل پرداخته است و در سن هفت سالگی نزد عمویش، شیخ عبدالغفور رفته و به فراگیری قرآن و علوم اسلامی پرداخته است. پس از آن نزد ملا اسعد جلی زاده دانشمند بزرگ آن در شهر کویه رفته است. در کویه با عالم بزرگ آن دوران ملا عبدالله جلی زاده و کیفی جوانرودی شاعر مشهور هم شاگرد بوده اند. میانه شیخ رضا و کیفی به هم می خورد و نزاعی هجوی آنچنان بالا می گیرد که پس از مدتی ملا اسعد به ناچار کیفی را از کلاس خود اخراج می کند. شیخ رضا در سن بیست و پنج سالگی به فراگیری زبان های ترکی، عربی و فارسی می پردازد و اشعار وی به این زبان ها گواهی بر آن است که او این در این زبان ها به درجه استادی رسیده است. در سال 1860 به حلب و از آنجا به استانبول می رود. دو سال آنجا می ماند و سپس به کرکوک برمی گردد. در منطقه اربیل خبر مرگ پدرش را می شنود. شش ماه پس از مرگ پدرش میانه او و برادرش شیخ علی که اکنون جانشین پدر شده است به هم می خورد و نزد عمویش در شهر کویه می رود و از دخترعمویش خواستگاری می کند و عمویش نیز به او وعده می دهد که دخترش را به عقد وی درآورد. خلف وعده عمویش سبب عصبانیت شیخ رضا می شود و به کرکوک نزد برادرش برمی گردد و یکی از مشهورترین هجویاتش را نثار عمویش می کند.

در سال 1866 برای دومین بار عزم سفر می کند و به استانبول می رود. مدتی زیادی در آنجا می ماند و به کمک شعر و ادب خو را به خانوادی صدرالاعظم نزدیک می کند و در آنجا مورد توجه خانواده باب عالی قرار می گیرد و درهای دربار عثمانی به روی او گشوده می شوند. با کمک صدرالاعظم از راه مصر به حج می رود و سپس به استانبول که در قرون 18 و 19 میلادی یکی از مراکز تجمع روشنفکران مسلمان و غیرمسلمان بوده است بر می گردد. بسیاری از آزادیخواهان و روشنفکران اروپای شرقی که از کشورشان فرار کرده اند یا تبعید شده اند در استانبول تجمع کرده و احزاب مختلفی تشکیل می دهند و پس از مدتی استانبول شاهد تب و تاب مبارزات آزادیخواهی و به ویژه جنبش مشروطه خواهی می شود. شیخ رضا نیز نسبت به مشروطه خواهی بی تفاوت نمی ماند و با اشعاری زیبا و کوبنده به زبان های عربی و ترکی و همچنین هجویات قدرتمند و مشهورش بر علیه حکومت عثمانی قیام می کند. اما پس از انتقال قدرت از امپراتوری عثمانی به احزاب ناسیونالیست ترک، عرصه را بر همرزمان کردشان که در این مبارزات پابه پای آنها جنگیده بودند تنگ می کنند و سختگیری های ترکان ناسیونالیست موجب نارضایتی کردهای استانبول می گردد و به همین دلیل مبارزات را بر علیه ترکها از سر می گیرند. شیخ رضا نیز تیغ تیز اشعارش را به سوی نژادپرستان ترک باز می گرداند.

وی در سال 1884 استانبول را ترک می کند و به کرکوک باز می گردد. از طرف حکومت عثمانی برای وی حقوقی ناچیز تعیین می شود و خودش نیز اطراف شهر کرکوک مشغول کار کشاورزی می شود و زندگی رندانه و ادیبانه ای را می گذراند. با وسمان پاشا و محمود پاشای جاف و بسیاری از بزرگان کرکوک در ارتباط بوده است. در سال 1898 (یا 1900) برای همیشه کرکوک را ترک کرده و به بغداد رفته است و در تکیه طالبانی ساکن شده است. در بغداد رابطه بسیار خوبی با خانواده های سلیم بیگ بابان و سید عبدالرحمان نقیبی داشته است.

اشعار شیخ رضا به سبک عروضی و تقریباً در همه اوزان شعر سروده شده اند. اشعار ترکی و عربی وی جایگاه والایی را به خود اختصاص داده اند؛ اشعار عرفانی شیخ و به ویژه اشعار فارسی او از بهترین اشعار وی به شمار می روند اما متاسفانه اشعار فارسی او نیز همچون شاعران دیگر کرد علیرغم زیبایی و توان، مورد توجه ادیبان فارس زبان قرار نگرفته است.

اشعار کردی شیخ رضا در ظاهر کوتاه و در معنا بلندند. شیخ رضا بر همه گویشهای زبان کردی تسلط داشته است و همین سبب شده است که در وزن و قافیه مشکلی نداشته است. شیخ در اشعارش بیشتر از اصطلاحات فولکلور و عامیانه کوردی استفاده کرده است و همین سبب محبوبیت اشعار در میان کردزبانان شده است.