موسی معروفی

موسي معروفي، فرزند امين الملك به سال 1268 متولد تهران در خانواده يي متعين و موسيقي دوست بزرگ شد. اكثر اساتيد موسيقي سنتي آن روز از معاشران دائمي خانوادۀ او بودند. موسي خان، به موازات تحصيلات قديمه (كلاسيك)، نزد آقا يوسف صورتگر كه از عكاسان خاصه دربار ناصري بود، نواختن سه تار را شروع كرد و گاه پيانو نيز مي نواخت. سپس به محضر اساتيد بزرگ آن زمان و دست آخر، نزد درويش خان رفت و شاگردي ((ياپير جان)) را به اشتياق پذيرفت. موسي معروفي، غير از داشتن استعداد ذاتي و محيط مناسب، چون از زندگاني تأمين شده يي برخوردار بود و مجال تمرين بسيار داشت، سال ها كار كرد تا اين كه به اخذ نشان تبر زرين طلا از دست درويش خان نائل آمد و از مبرزترين نوازندگان زمان خود شد.

وي پس از چندي نزد سلطان حسين خان هنگ آفرين (صاحب منصب موزيك نظام و نوازندۀ ويولون و سه تار) به فرا گرفتن ((نت)) پرداخت. از همان اوان جواني به فكر افتاد كه رديف موسيقي سنتي ايران را به خط نت نوشته، به زعم خود آن را از دستبرد زمان و آسيب دوران محفوظ دارد. در سال 1302 به مدرسه كلنل علينقي وزيري وارد شد و معلومات عملي خود را در آن مدرسه تكميل كرد. موسي خان با اين كه از قابليت هاي بسيار براي احراز مقام ((نوازندۀ حرفه يي)) برخوردار بود، عشق به جمع آوري و نوشتن رديف او را از صرافت نوازندگي كم كم انداخت و تنها به تعليم شاگردان اكتفا كرد. وي براي نوشتن رديف با همه اساتيد زندۀ زمان خود تماس گرفت تا با جمع آوري رديف هر كدام از آن ها و انطباق آنها با يكديگر، صحيح ترين روايت را بيابد و اين كاري بود توانفرسا كه سي سال از عمر و وقت و نيروي او را گرفت و تنها ياوران او در اين چند سال، نخست دكتر لطف الله مفخم پايان (موسيقي شناس) و بعد ها محمد بهارلو (نوازنده، آهنگساز و هنرآموز موسيقي) بودند. جزوه ((آواز دشتي)) ( كه شامل پيش درآمد، آواز، چهارمضراب، تصنيف ورنگ دشتي است) يادگار همين همكاري هاست. موسي معروفي در سال هاي 1317_1307 كه دوباره ضبط صفحات موسيقي باب شد، به همراه صبا و  مشير همايون و چند هنرمند ديگر به خارج مسافرت كرد و صفحاتي با آنها پر كرد. چند صفحه نيز تكنوازي تار از وي باقي مانده است كه شنيدني مي باشد. لازم به تذكر است كه شيوۀ نوازندگي  موسي خان تا سال 1302 كه وارد مدرسه موسيقي كلنل شد، همان شيوۀ سنتي ميرزا حسينقلي و درويش بود ولي از آن سال به بعد تحت تأثير محيط مدرسه و تعليمات كلنل، خواه نا خواه تغييراتي چند در آن حاصل شد كه تشخيص آن ها در آثار وي براي اهل فن ميسر است. با اين حال، اين آثار روي هم جزو آثار معتبر در زمينۀ تكنوازي تار است كه هنرجويان را مفيد تواند بود. موسي خان ذوق آهنگسازي نيز داشت و بعضي آهنگ هاي او _ از پيش درآمد، نغمه دو ضربي و تصنيف _ توسط محمد بهارلو و لطف الله مفخم پايان به چاپ رسيده است. در سال هاي 1330، روح الله خالقي، آهنگ زيباي ((مرغ حق)) را با شعر رهي معيري و آواز بنان در اركستر گلها اجرا كرد. معروفي در اوان تأسيس راديو نيز با نوازندگان آن همكاري داشت ليكن اين همكاري مدت كمي دوام يافت و او دوباره به مشغلۀ اصلي خود گردآوري رديف پرداخت. سال ها در هنرستان موسيقي ملي تدريس كرد و امروز چند تن از نوازندگان به نام تار، دست پروردۀ زحمات او هستند.

موسي معروفي در دوراني از تاريخ ايران مي زيست كه اجتماع آن روز، فاقد قابليت در اختيار گذاشتن بستر مناسب براي پرورش مقاصد وي بوده وتا آنجا كه ميسر بود، از آزردن و شكستن وي كوتاهي نكرد. سال ها در پيچ و خم هاي توانفرساي سلسله مراتب اداري در فشار بود و براي انتشار هر يك از آثار خود، زحمات و سختي هاي فراوان كشيد. اوقاتي از عمرش در مشاغل بيهودۀ اداري تلف شد و ناگزير به هنرستان برگشت تا كار تعليم را ادامه دهد. بيش ازسي سال براي جمع و تدوين و نوشتن رديف موسيقي زحمت كشيد و مختصر شرح زحمات خود درمجله موزيك ايران سال  1341 نوشته كه مطالعۀ آن براي علاقمندان واجب است. با اين حال از زحمات و مشقات توانفرساي او هيچگونه تصويري به عمل نيامد و حتي ادارۀ هنرهاي زيباي هنگام چاپ كتاب به آوردن عنوان سادۀ ((گردآورنده، موسي معروفي)) اكتفا كرد و حتي دو صفحه يي را كه شامل شرح حال و زندگي و خدمات آن مرحوم بود چاپ نكرد و به اعتراض و دلشكستگي تلخ او ( كه در يكي از شماره هاي سال 1341 مجله موزيك چاپ شد) ترتيب اثر نداد. نا ملايمات روزگار، محيط مطرب پرور جامعۀ آن روز دستگاه راديو و هنرهاي زيبا و كار شكني هاي مسئولان همه دست به دست داد و در سال 1344، پس ازهجرت مرتضي محجوبي به سوي دوست، او نيز در شهريور ماه همان سال خاموش شد و دو ماه بعد روح الله خالقي به او پيوست.

موسي معروفي مردي درويش مسلك و وارسته و به حد افراط پر آزرم و مهربان بود. دستي گشاده داشت و مال دنيا در كف او قرا نمي گرفت ( اگر شرح حالي كه دوست صميمي او آقاي مرتضي عبدالرسولي در رثايش نگاشته است به چاپ برسد و در دسترس همگان قرار گيرد صدق عرايض بنده اثبات خواهد گرديد). او در امر تعليم، سخي و مهربان و پر حوصله بود و استادي دلسوز و مسئول. ساخته هاي دلنشين او، در همان محدودۀ موسيقي ايراني است كه تا حد زيادي به آن آثار و آثار روح الله خالقي ندارد؛ و بيشتر خاص خود معروفي است). رديف مكتوب او، با تار سليمان روح افزا نواخته و ضبط شد ولي اكنون در دسترس عموم نيست. يادش گرامي باد

منبع موسسه فرهنگی هنری کاج